|
شايد يه فرصت ديگه پيش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو حتي نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو خواستم بگم هرچي که هست مهر سکوتم نشکست بغش گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راستش زبونم بند اومد وقفه تو اوج سايه کرد رفت و خلا منو گرفت من موندم و سکوت درد هرچي تو فکرم بود، نبود خالي شدم از کلمه خواستم که راحتم کنه خسته شدم يه عالمه شايد يه لحظه اي ديگه فرصت عاشقي بشه دوباره يک شانس ديگه شانس شقايقي باشه شايد يه جا يه فرصتي لحظه مجالمون بده گفتني رو بايد بگم گريه اگه اموووون بده پيش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو حتي نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو خواستم بگم هرچي که هست مهر سکوتم نشکست بغش گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست هااااااااااااااا هااااااااااااااا
|

